یکشنبه ۰۷ آبان ۰۲ ۱۳:۲۸ ۲۹ بازديد
۲. ترافیک تارنما
در شرایطیکه کسی از وبسایت فروشگاهی بازدید نکند، چطور می گردد بازدیدکننده وبسایت را به خریدار تبدیل کرد؟ سوای اینکه وبسایت بازدیدکننده داشته باشد، تبدیل و نرخ تبدیلی وجود نخواهد داشت. به همین ادله، ترافیک تارنما که به عبارتی تعداد بازدیدکنندگان از تارنما آموزش سئو مشهد میباشد، ترازو بسیار بسیار مهمی میباشد.
ترافیک بیشتر الزاما به معنای فروش بیشتر و نرخ تبدیل فراتر وجود ندارد. زیرا ضمانتی نیست که تمامیی بازدیدکنندگان تبدیل به خریدار شوند. با این وجود، سایتهای فروشگاهی نیاز داراهستند تا ترافیک بالایی داشته باشند. تعداد بازدیدکنندهی بیشتر یعنی بشرهای بیشتری (مشتریان بالقوه) با استخراجوکار آشنا میگردند و بالاخره ممکن میباشد یک روز به خریدار تبدیل شوند. ترافیک بالای وبسایت به برندینگ آموزش سئو در مشهد استخراجوکار هم امداد مینماید.
چطور می بایست ترافیک وبسایت را بالا پیروزی؟ کوتاهترین و سریعترین رویکرد seo تارنما فروشگاهی میباشد. با صرفهسازی وب سایت برای موتورهای کاوش آن چیزی میباشد که وب سایت فروشگاهی شمارا زودتر از سایری رقبا می گذارد جلوی دیده استفاده کننده. از مهم ترین دلایل التفات دیجیتال مارکتینگ و سوشال مدیا مارکتینگ برای دستیابیوکارهای آنلاین این میباشد که بازاریابی دیجیتال یوزرها را از کانالهای اجتماعی یا این که دیگر پلتفرمها و و بسایتها به وب سایت فروشگاهی هدایت مینماید.
۳. Customer Acquisition Cost (CAC)
بهینه سازی وبسایت و دیجیتال مارکتینگ هزینه دارااست. درواقع، آشنا کردن استفاده کننده با دستیابیوکار و هدایت کردن وی به سایت فروشگاهی هزینه داراست. شاید ما یحتاج باشد استحصالوکار علاوه بر تبلیغات آنلاین و رپورتاژ اطلاع رسانی برای تبلیغات به نحوههای سنتی هم هزینه نماید. سومی میزان که صاحب و مالک وب سایت فروشگاهی می بایست به آن دقت نماید این میباشد که برای آوردن هر مشتری به تارنما چهقدر هزینه شدهاست.
توجه فرمایید که هزینه تنها پول هایی وجود ندارد که برای تبلیغات صرف گردیده است، بلکه کلیه هزینههای شغل استخراجوکار (ازجمله حقوق و دستمزد نیروی کار، هزینههای نگهداری و مراقبت تارنما و …) را مشمول می گردد. هنگامی حصولوکار اینترنتی در مسیر رویش قرار گرفته میباشد، یعنی می خواهد خویش را به یوزرها بیشتری معرفی نماید و مشتریان بالقوهی بیشتری را به سایت برساند. پس، ناچار میباشد برای جذب هر مشتری و همینطور نگه داشتن هر مشتری برای دستیابیوکار خودش بیشتر هزینه نماید.
از طرف دیگر، به صورت کلی، هر چه هزینهی جذب مشتری تحتخیس باشد، عالی میباشد. صاحب و مالک حصولوکار برای زیر نگهداشتن آن رقم، با اعتنا به نوع دستیابیوکار، راهکارهای مختلفی داراست. از شایسته ترین رویکردحلها سوشال مدیا مارکتینگ میباشد. زیرا با گونه های مارکتینگ در بازاریابی کانالهای اجتماعی (مثل اینفلوئنسر مارکتینگ، اینستاگرام مارکتینگ و …) میگردد به یکسری مقصود رسید. یاری به بهینه سازی وبسایت و بالا بردن ترافیک تارنما، برندینگ، دوراندیشی از مارک و جذب و نگه داشتن مشتری مثلا اهدافی میباشد که استحصالوکارها با هزینه کردن برای سوشال مدیا مارکتینگ به آنان میرسند.
۴. Customer Lifetime Value (CLV)
سومی و چهارمی ترازو به یکدیگر مرتبط میباشد. در بیزنس الکترونیک تبدیل کردن مشتری به مشتری دارای تعهد بسیار اساسیخیس و انتخابکنندهخیس از جذب مشتری میباشد. وب سایت فروشگاهی نیاز به مشتریان با مسئولیت دارااست. یعنی می بایست مشتری جذبگردیده را برای خویش نگه داراست و کاری نماید تا وی مجدد و مجدد به وبسایت مراجعه و از آن خرید نماید.
چهارمین ترازو رقمی میباشد که آرم میدهد یک مشتری در برهه زمانی وقتی که دارای مسئولیت به مارک می ماند و با آن استخراجوکار رابطه دارااست، چهقدر برای استخراجوکار سودآور خواهد بود. یعنی چهقدر ممکن میباشد از حصولوکار خرید نماید. با فرمول ذیل CLV را که به غلط قیمت ارتفاع قدمت مشتری ترجمه گردیدهاست، احتساب مینمایند:
معدل ارتفاع قدمت مشتری برای استحصالوکار × معدل بهای خریدهای هر سالهی مشتری × معدل تعداد خریدهای مشتری در سال
=
CLV یا این که ارزشی (سودی) که یک مشتری در حین قدمت ارتباطای که با حصولوکار داراست برای آن ساختوساز مینماید
برای مثال، در حالتی که معدل تعداد خریدهای مشتریان مغازه کالاهای ورزشی در یکسال ۴ توشه باشد و معدل بها هر خرید در سال ۹۰۰هزار تومان و مشتریان آن وب سایت فروشگاهی معمولا برای دوران ۵ سال از آن سایت خرید نمایند، سودی که در آن ۵ سال هر مشتری به صورت میانگین برای حصولوکار ساخت و ساز مینماید؛ ۱۸میلیون تومان خواهد بود.
صاحبان استحصالوکارهای آنلاین بایستی CAC را از CLV معدود نمایند. ارزشمندی این دو میزان اینجا معین می شود. در شرایطی که بهره باقی مانده، باتوجه به صنعتی که دستیابیوکار در آن کار مینماید، خیلی معدود باشد؛ سایت فروشگاهی در مسیر صدق قرار ندارد.
۵. Average Order Value
هر مشتری به صورت میانگین هر توشه چه قدر از فروشگاه اینترنتی خرید مینماید (توصیه تصویب مینماید)؟ هر چه این رقم فراتر باشد، برای دستیابیوکارهای آنلاین خوب میباشد و علامت میدهد که فروشگاه اینترنتی توانمند بوده تا مشتریان را وادار نماید بیشتر خرج نمایند. معدل بها (ارزش) پیشنهاد عددی میباشد که از تقسیم کردن تمام درآمد به آحاد سفارشات به دست می آید. از جمله، در صورتیکه درآمد یک ماه سایت فروشگاهی ۴۵ میلیون تومان باشد و تعداد تک تک سفارشات تصویبگردیده در ماه ۵۰ بوده، هر مشتری حدودا ۹۰۰ هزار تومان از وبسایت خرید نموده است.
دکانهای اینترنتی درپی راهکارهایی میباشند تا مشتریان را وادار نمایند هر توشه یا این که موردهای بیشتری را بخرند یا این که موردهای گرانتری را. تارنماهای فروشگاهی معمولا از ترفندهایی برای متقاعد کردن مشتریان برای بیشتر خرید کردن یاری میگیرند: سفارش دادن کالاهای شبیه، ارزشگذاری و فروش بستهای تولید ها (باندلینگ) و فستیوالها و تخفیفات فصلی یا این که مناسبتی.
صاحبان استحصالوکار ایکامرس بایستی معیارهای ۳ و ۴و ۵ را با هم ببینند. دراین حالت میباشد که آنان تصویر حدودا جامعی از مشتریان دکان، رفتارهای آنها و شرایط حصولوکار به دست خواهند آورد. پس، می دانند چه سیاستی می بایست بگیرند و چه تغییراتی را در استراتژیهای کوچک و گسترده دستیابیوکار ساخت نمایند.